X
تبلیغات
www.pakhme_online.blogfa.com

www.pakhme_online.blogfa.com

انسان

+ نوشته شده در  Mon 5 Dec 2011ساعت 3:49 PM  توسط hadi saidi  | 

بازی های آنلاین

travian.ir

erepublik.com

Torn.com


+ نوشته شده در  Mon 26 Mar 2012ساعت 0:19 AM  توسط hadi saidi  | 

حس توهم

- Hide quoted text -

* *

*آماده تجربه** **توهّم هستید؟**
**روی لینک** **زیر کلیک کنید*

*سپس روی گزینه **trippy"** **"click me to get** کلیک کنید (پايين صفحه سمت
چپ) برای 30 ثانیه به** **مرکز صفحه خیره شوید سپس بلافاصله به دستی که** **با
آن موس را گرفته‌اید نگاه کنید. به هیچ وجه دست خود را تکان** **ندهید**. شگفت
زده نشويد؛ چرا كه نام اين پديده علمي *

* "cenesthetic hallucination" *

* *

*یا توهّم احساس مشترک** **است***


+ نوشته شده در  Sun 18 Dec 2011ساعت 3:35 PM  توسط hadi saidi  | 

بابا سلام. با هم حرف بزنیم؟


4 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم هر كاري رو مي تونه انجام بده .

5 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم خيلي چيزها رو مي دونه .

6 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم از همة پدرها باهوشتر.
8 ساله كه شدم ، گفتم پدرم همه چيز رو هم نمي دونه.
10 ساله كه شدم با خودم گفتم ! اون موقع ها كه پدرم بچه بود همه چيز با حالا كاملاً فرق داشت.
12ساله كه شدم گفتم ! خب طبيعيه ، پدر هيچي در اين مورد نمي دونه .... ديگه پيرتر از اونه كه بچگي هاش يادش بياد.
14 ساله كه بودم گفتم : زياد حرف هاي پدرمو تحويل نگيرم اون خيلي اُمله .
16 ساله كه شدم ديدم خيلي نصيحت مي كنه گفتم باز اون گوش مفتي گير اُورده .
18 ساله كه شدم . واي خداي من باز گير داده به رفتار و گفتار و لباس پوشيدنم همين طور بيخودي به آدم گير مي ده عجب روزگاريه .

21 ساله كه بودم پناه بر خدا بابا به طرز مأيوس كننده اي از رده خارجه .

25 ساله كه شدم ديدم كه بايد ازش بپرسم ، زيرا پدر چيزهاي كمي درباره اين موضوع مي دونه زياد با اين قضيه سروكار داشته .

30 ساله بودم به خودم گفتم بد نيست از پدر بپرسم نظرش درباره اين موضوع چيه هرچي باشه چند تا پيراهن از ما بيشتر پاره كرده و خيلي تجربه داره .

40 ساله كه شدم مونده بودم پدر چطوري از پس اين همه كار بر مياد ؟ چقدر عاقله ، چقدر تجربه داره .
45 ساله كه شدم ... حاضر بودم همه چيز رو بدم كه پدر برگرده تا من بتونم باهاش دربارة همه چيز حرف بزنم ! اما افسوس كه قدرشو ندونستم ...... خيلي چيزها مي شد ازش ياد گرفت !
حالا اگه اون هست و تو هم هستی یه خورده ......

  هر جوری میخوای جمله رو تموم کن
  
+ نوشته شده در  Sat 17 Dec 2011ساعت 3:6 PM  توسط hadi saidi  | 

انواع آدم هــا

انواع آدم هــا

آدمهای مایع

شکل پذیرانِ سیال
در جام های رنگارنگ و دلفریب
مظروفِ ظرفهای ِ آنچه دیگران گفته اند
عوض میشوند، تغییر میکنند و شکلی نو می پذیرند
مهربانانی بی ادعا
دوستانی بی اعتراض
مریدانی بی پرسش ِ چرا
آدم هایی همیشه در آغاز ...

آدمهای جامد

شکل گرفتگان ِ بی انعطاف
قالبی برای تولید نمونه های مشابه
تغییر نمیکنند، فرسوده میشوند و صیقلی
همراهانی تا انتها
باور پذیرانی که خود باور میشوند
آدم هایی همیشه در پایان ...

آدمهای گاز

همه جایی ها و هیچ جایی ها
ظرف را پر میکنند و از ظرف سر میروند، بیرون و درون
تابع ِ اصل ناپایداری
تک رو هایی بی افسار
نظام ناپذیران ِ رها
بی شکل و بی تکلیف
خود را نفس میکشند
آدمهایی همیشه در ادامه ...





اینکه گفته شد تقسیم بندی ذاتی آدم ها بود ؛ ولی از نظر اخلاقی آدم ها به سه دسته اند.
آدم های بزرگ، متوسط و كوچك که در مواردی بسیار بی شباهت به یکدیگرند!


آدم های بزرگ درباره ایده ها سخن می گویند
آدم های متوسط درباره چیزها سخن می گویند
آدم های كوچك پشت سر دیگران سخن می گویند

آدم های بزرگ درد دیگران را دارند
آدم های متوسط درد خودشان را دارند
آدم های كوچك بطورکلی بی دردند

آدم های بزرگ عظمت دیگران را می بینند
آدم های متوسط به دنبال عظمت خود هستند
آدم های كوچك عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند

آدم های بزرگ به دنبال طرح پرسش های بی پاسخ هستند
آدم های متوسط پرسش هائی می پرسند كه پاسخ دارد
آدم های كوچك می پندارند پاسخ همه پرسش ها را می دانند

آدم های بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند
آدم های متوسط به دنبال كسب دانش هستند
آدم های كوچك به دنبال كسب سواد هستند

آدم های بزرگ سكوت را برای سخن گفتن بموقع برمی گزینند
آدم های متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجیح می دهند
آدم های كوچك با سخن گفتن بسیار، فرصت سكوت را از خود می گیرند

آدم های بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند
آدم های متوسط به دنبال حل مسئله هستند
آدم های كوچك اصلا مسئله ای برای حل و فصل ندارند




و از نگاه زنده یاد دکتر علی شریعتی که با تقسیم بندی آدم ها به چهار دسته در مورد آنها اینگونه سخن می گوید :

دسته اول :

آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم نیستند

عمده آدم‌ها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آن‌هاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

دسته دوم :

آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم نیستند

مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌شان یکی است.

دسته سوم :

آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم هستند

آدم‌های معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

دسته چهارم :

آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم هستند


شگفت‌انگیزترین آدم‌ها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می‌فهمیم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می‌آید که چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد این‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.



و از زبان سعدی هم:

تن آدمی شریف است به جان آدمیت
نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

اگر آدمی به چشمست و دهان و گوش و بینی
چه میان نقش دیوار و میان آدمیت

به حقیقت آدمی باش وگرنه مرغ باشد 
که همین سخن بگوید به زبان آدمیت

اگر این درنده خویی ز طبیعتت بمیرد
همه عمر زنده باشی به روان آدمیت

رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت

طیران مرغ دیدی تو ز پای بند شهوت
بدر آی تا ببینی طیران آدمیت

نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتم
هم از آدمی شنیدیم بیان آدمیت


راستی ؛
به خودمون بیائیم و قدری تامل کنیم که :
ما از کدام دسته آدم ها هستیم ؟!

 


+ نوشته شده در  Fri 16 Dec 2011ساعت 2:27 PM  توسط hadi saidi  | 

pa na pa

سوار تاکسیم میگم آقا نگه دارید، میگه پیاده میشی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام باد لاستیکا رو چک کنم!



رفتم دم مغازه به یارو میگم قرص پشه داری؟ میگه واسه کشتنش میخوای؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ برا سردردش میخوام!!!



رفتم تو آپارتمان دارم گوشت قربونی بین همسایه ها پخش میکنم، یارو میپرسه نذریه؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ با خود گوسفنده مشکل داشتیم کشتیمش!!!



کمرم درد می کنه یه پارچه بستم بهش. داداشم میگه کمرت درد می کنه؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ادای داداش کایکو رو در بیارم.


داریم 10 نفری بازی شبکه ای میکنیم. اومده میگه جدی حال میده؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اسکولیم! عذاب داره اما میخوایم تهذیب نفس کنیم.


تو صف پمپ گاز منتظرم تا نوبتم بشه، یارو زده به شیشه میگه آقا شما هم می‌خوای گاز بزنی‌؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ من می‌خوام لیس بزنم !



رفتم بانک پول بگیرم. کارمنده میگه پول رو میبرین؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام وایسم اینجا هر کس رقصید بریزم رو سرش شاباش بدم.



رفیقم شمارمو می خواست، گفتم: یادداشت کن 0932
گفت : تالیا داری؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ همراه اول شماره خالی نداشت بهم تو تالیا خط داد



رفتیم غار علیصدر، به رفیقم خفاش نشون دادم. میگه وای خفاشه؟!

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ بتمن بود. اجاره خونه گرونه اینجا سکونت دارن فعلا!!!


با دوستم سه ساعت تو صف نونوایی وایساده بودیم صف 40 متری نوبتم شده. یارو میگه نون می خوای ؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ تا الان قطار بازی می کردیم واگن آخرم بودیم



دارم از گرما میمیرم، خودمو مثله چی دارم باد میزنم. بابام میاد میگه چیه ؟ گرمته ؟؟؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم حداکثر سرعت چرخش مچم رو امتحان میکنم



به یارو راننده میگم. آقا اگه میشه یكم سریعتر. الان هواپیما میپره...
میگه، به سلامتی مسافرین؟...

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ فندك هواپیما دیشب دستم جامونده، میرم بدم به رانندش


رفتم بالای برج میخواستم خودمو بندازم پایین
، یارو میگه میخوای خودکشی کنی؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم سرعت صفر تا صدم از این بالا تا پایین چقدر میشه، بجای پروژه بدم دانشگاه



رفتم سم بخرم واسه سوسك
، یارو میگه میخواین سریع بمیره؟!
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام شكنجش كنم ازش اعتراف بگیرم!!!


 
به اپراتور اداره میگم لطفا شماره فلانی رو برام بگیر.
میگه گرفتم وصل کنم؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ فوت کن، قطع کن



زنگ زدم 115، میگه آمبولانس میخواین قربان؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه پلیس 110 میخوام، بقیش هم آدامس بدین!



به مامانم میگم من میرم کارواش، میگه ماشینم میبری؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم میرم اونجا دوش بگیرم


مگس کش دستمه. مامانم میگه میخوای مگسا رو بکشی؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام رهبری ارکسترشون رو بکنم سمفونی بتهوون بزنن



حواسم نبود با صورت رفتم تو در. یارو میگه ندیدیش؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ من داركوبم می خوام با منقار یه سوراخ برا خودم باز كنم برم تو



رفتم دکتر میگم: دو روزه بدنم خیلی درد میکنه!
بعد از 10 دقیقه معاینه میگه: میخوای واست دارو بنویسم؟!
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوای واسم دعا بنویس تا خوب بشم!!!



حدود
۳ صبح بود رفتم سر یخچال پارچ آب رو برداشتم آب بخورم.
دوستم بلند شده میگه می‌خوای آب بخوری ؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تو خواب یادم افتاد به گلا آب ندادم می‌خوام بهشون آب بدم



سوار تاکسیم میگم آقا نگه دارید. میگه پیاده میشی؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام باد لاستیکا رو چک کنم...!


 
رفتم صندلی بخرم واسه کامپیوتر. یارو گفت : راحت باشه؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ خار داشته باشه.



دارم تو حیاطمون موتورمو تعمیر میکنم به مامانم میگم دستمال بیخودی داری؟
میگه میخوای موتورتو تمیز کنی؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام هل هله کنان برم تو کوچه کردی برقصم


داشتم تلویزیون میدیدم.

بعد مادر بزرگم اومده کانال رو عوض کرده بهد به من میگه داشتی میدیدی؟؟؟!!!
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم گرمش میکردم تا شما بیای ببینی!!!



رفتم واسه استخدام. یارو میگه اومدی واسه استخدام؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم کی استخدام می شه ازش شیرینی بگیرم!



میگم بابا... تصمیمم رو گرفتم... می خوام زن بگیرم...
میگه میشناسیش؟ میگم آره.
میگه مجرده؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ منتظرم شوهرش رضایت نامشو امضا کنه بریم خواستگاری



دستمو بلند کردم از استاد سوال کنم.
میگه شما سوال داری؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ خواستم خطوط کف دستمو بهت نشون بدم فالمو بگیری ...



رفتم پیژامه رو از کمد برداشتم پوشیدم.
بابام میگه از تو کمد برداشتی؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ گذاشته بودم تو یخچال تابستونیه پیژامه تگری بپوشم خنک شم



 
به رفیقم میگم شارژر سوزنی داری؟ میگه می خوای موبایلتو شارژ کنی؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام دگمه لباسمو باش بدوزم!



به رفیقم میگم چه خوب می‌شه اگه جور شه واسه جامِ جهانی‌ بتونیم بریم برزیل، میگه بریم بازیها رو ببینیم؟!

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دیوید ویا داره خداحافظی می‌کنه، اسپانیا مهاجمِ خوب می‌خواد...!!!


 

سوار تاکسی شدم رسیدیم سر خیابون. گفتم مرسی. آقا می گه پیاده می شین؟

می گم پـَـَـ نــه پـَـَــــ خواستم بین مسیر یه تشکر ناغافلی کرده باشم جو از سنگینی درآد



مراقب جلسه کارت دانشجوییمو گرفته عکسمو دیده می گه خودتی؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ عکس رضاخان رو گذاشتم جولو چشمام باشه


دوستم پاش تو گچه، یارو میگه شکسته؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ پاشو گچ کرده که از شهرداری عوارض نوسازی بگیره



به استاد میگم امتحان میان ترم رو بندازید عقب، میگه یعنی یه روز دیگه؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ ساعت 23:59:59 ثانیه امشب!!!



میگه دگرگونی یعنی همون تغییرکردن و متغیر شدن؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ یعنی این گونی نه، یک گونی دیگه!


 
دارم حرف میزنم هی زبونم میگیره، بابام میگه:چته زبونت بند اومده؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام حرف بزنم اینجا بد آنتن میده!!!


دم کوه زنگ زدم به دوست دانشگام میگم بجنب بچه ها همه جمع شدند منتظر توایم!
میگه بچه های خودمون؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ بچه های شیرخوارگاه آمنه رو میگم که منتظرند بیای ژانگولر بازی از خودت درآری بخندند



تو یه ساختمون نیمه کاره با کلاه ایمنی وایسادم
کارگره میگه مهندس کلاه گذاشتی آجر تو سرت نخوره؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام آقای ایمنی بیاد با هم کلیپ انیمیشن بازی کنیم



می خواستم به یکی از دوستام زنگ بزنم شمارشو یادم نمیومد به گوشی نیگا می کردم شاید یادم بیاد. بعد خواهرم اومده میگه می خوای زنگ بزنی؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ با تلفن مسابقه زل زدن گذاشتیم ببینیم کی کم میاره!



پیک پیتزایی میاد در میزنه. یارو میگه پیتزا آووردی؟!؟!؟

میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم آشغالاتونو ببرم



نصف صورتم ورم کرده رفتم دکتر، دکتره می گه آبسه کرده؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ باده اون ور صورتم خوابیده!!!



اومدم به بابام میگم بابا پول بده، میگه مگه پولات تموم شده؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ با اون یه ذره پول تو جیبی رفتم یه بنز خریدم، بقیشم گذاشتم بانک!
میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ با اون دست فرمونت میخوای پول بنزم بهت بدم لابد؟!!!

میگم شما هم مگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ رو بلدی؟! میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ ! فقط تو بلدی !!!


+ نوشته شده در  Fri 16 Dec 2011ساعت 7:1 AM  توسط hadi saidi  | 

جدول زمان فعل

باسمه تعالی

جدول ساخت وصرف  انواع فعل ( ماضی ، مضارع و مستقبل )

زمان ها

طرز ساخت

صرف فعل از مصدر « نوشتن »

ماضی مطلق (ساده)

بن ماضی + شناسه ها (   َ م ، ی ، W  /  یم ، ید ،   َ  ند )

نوشتَم

نوشتیم

نوشتی

نوشتید

نوشت ـ

نوشتَند

ماضی استمراری

می + ماضی مطلق ( ساده)

می نوشتم

می نوشتیم

می نوشتی

می نوشتید

می نوشت

می نوشتند

ماضی نقلی

صفت مفعولی فعل اصلی ( بن ماضی +  ه)  + فعل های مُعین ام، ای ،است  -  ایم ،اید، اند

نوشته ام

نوشته ایم

نوشته ای

نوشته اید

نوشته است

نوشته اند

ماضی نقلی مستمر

جزءِ پیشین می + ماضی نقلی فعل اصلی

می نوشته ام

می نوشته ایم

می نوشته ای

می نوشته اید

می نوشته است

می نوشته اند

ماضی بعید

صفت مفعولی فعل اصلی (بُن ماضی +  ه )+ ماضی مطلق فعل معین « بودن» (بودم ،بودی ،بود -  بودیم ، بودید، بودند)

نوشته بودم

نوشته بودیم

نوشته بودی

نوشته بودید

نوشته بود

نوشته بودند

ماضی ابعد

صفت مفعولی فعل اصلی ( بُن ماضی + ه )+ ماضی نقلی فعل معین « بودن »

نوشته بوده ام

نوشته بوده ایم

نوشته بوده ای

نوشته بوده اید

نوشته بوده است

نوشته بوده اند

ماضی التزامی

صفت مفعولی فعل اصلی ( بُن ماضی + ه ) + مضارع ساده از مصدر « باشیدن »

نوشته باشم

نوشته باشیم

نوشته باشی

نوشته باشید

نوشته باشد

نوشته باشند

ماضی ملموس

ماضی ساده فعل معین « داشتن» + ماضی استمراری فعل اصلی

داشتم می نوشتم

داشتیم می نوشتیم

داشتی می نوشتی

داشتید می نوشتید

داشت می نوشت

داشتند می نوشتند

مضارع ساده

بُن مضارع + شناسه ها (   َ  م ، ی ،  َ د/  یم ، ید ،  َند )

نویسَم

نویسیم

نویسی

نویسید

نویسَد

نویسَند

مضارع اخباری

جزء پیشین می +  مضارع ساده فعل اصلی

می نویسم

می نویسیم

می نویسی

می نویسید

می نویسد

می نویسند

مضارع التزامی

جزء پیشین بـ + مضارع ساده فعل اصلی

بنویسم

بنویسیم

بنویسی

بنویسید

بنویسد

بنویسند

مضارع ملموس

مضارع ساده فعل مُعین « داشتن » + مضارع اخباری فعل اصلی

دارم می نویسم

داریم می نویسیم

داری می نویسی

دارید می نویسید

دارد می نویسد

دارند می نویسند

مستقبل

 

مضارع ساده ی « خواستن»  + بن ماضی فعل اصلی

خواهم نوشت

خواهیم نوشت

خواهی نوشت

خواهید نوشت

خواهد نوشت

خواهند نوشت

+ نوشته شده در  Thu 15 Dec 2011ساعت 1:50 PM  توسط hadi saidi  | 

موضوعات انشا برای راهنمایی

                      یکصد و ده موضوع انشا  برای دانش آموزان مقطع راهنمایی

 

- تابستان خود را چگونه گذراندید.

2- اززبان یک درخت سخن بگویید.

3-کشور ما ایران .

4- نماز .

5- فصل زمستان را توصیف کنید.

6- یک خاطره ی نوروزی بنویسید.

7- ماه رمضان.

8- نامه ای به امام زمان (عج).

9- ایکاش...

10- درباره ی محیط زندگی خود انشایی بنویسید.

11- یکی از دانشمندان ، شاعران یا نویسندگان را معرفی نمایید.

12- طبیعت و زیبایی آن.

13- اگر پنجره اتاق شما روبه دریا باز شودچه احساسی خواهیدداشت؟

14- جوانمرد کیست ؟ جوانمردی چیست ؟

15- چگونه زندگی اجتماعی را از مدرسه آغاز می کنید؟

16- بیوگرافی (سرگذشت) یک برگ کاغذ را بنویسید.

17-بهترین شغل چیست؟

18- وظیفه جوانان مؤمن و انقلابی در جامعه ی امروز ایران .

19- هیجان خود را در مورد مسابقه فوتبال ایران و ... بیان کنید.

20- زیبایی های معنوی بهار را بیان کنید.

21- دوست داریددر آینده چه شغلی کسب کنید.

22- حق پیروز است، چرا؟

23- یک شب پر ستاره را توصیف کنید.

24-زیر باران قدم زدن چه صفایی دارد؟

25- محبت چیست ؟

26- مقدمه یک سفر خیالی به عطارد را فراهم کنید.

27- آیا پهلوان ، همان قهرمان است ؟

28-محل به دنیا آمدن پدرتان را توصیف کنید.

29- بهترین دوست کیست ؟

30- انسان چگونه باید استوار باشد؟

31- صفات یک دوست خوب .

32- توصیف کفش کهنه ی خود .

33- توصیف چهره ی مادر بزرگ.

34- گزارش از یک بازدید.

35- یک خاطره از گردش خانوادگی.

36- درباره « کوچ کردن » انشایی بنویسید.

37- کویر را توصیف کنید.

38- خاطره ای از آغاز سال تحصیلی .

39- مادر.

40- درآینده می خواهید چه کاره شوید؟

41- شب و زیبایی های آن.

42- انشایی خطاب به  قلم .

43- نامه ای به یک دوست صمیمی.

44- انشایی از زبان موجودی بی جان .

45- ضرر های سیگار.

46- آلودگی هوا و تأثیر آن برانسان.

47-  بهترین راه کمک و یاری به خویشان.

48-با یکی ازضرب المثل های فارسی، انشایی بنویسید.

49-عشایر و کوچ آنان.

50- صفات یک معلم خوب 

51- صفات یک دانش آموز خوب.

52- امانت و درستکاری .

53- شجاعت .

54- تابستان را توصیف کنید.

55- آن چه درباره پروردگار خویش می دانید.

56- چرا خدا را دوست داریم ؟

57- منظره یک روز بارانی .

58- توصیف فصل پاییز.

59- انشایی درباره یکی از شهیدانی که می شناسید.

60- به نظر شما چه کارهایی برای بهتر شدن زندگی مردم در شهر یا روستای شما لازم است ؟

61- تابستان گذشته را چگونه گذراندید؟

62- روز درخت کاری.

63- درباره ی اهمّیّت ِ کار پزشکان و پرستاران انشایی بنویسید.

64- در آستانه ی سال نو برای یک کودک فقیر نامه ای نوشته ، با او هم دردی کنید.

65- شما خوشبختی را درچه می دانید؟

66- نامه ای به « محمّد الدوره» شهیدِ کوچک فلسطینی.

67- برای همه نوجوانان دنیا چه پیغامی دارید؟

68- ای کاش می توانستم ............

69- نامه ای برای تشکر از پدر و مادر.

70- توصیف یک منظره .

71- انشایی درباره « هلال احمر » بنویسید.

72- در هنگام زلزله ، سیل و ... چه باید کرد؟

73- به کدام یک از ورزش ها علاقه مندید؟

74- وظایف ما در برابر نعمت های الهی .

75- عید مبعث .

76- درباره اسراف و زیاده روی انشایی بنویسید.

77- نامه ای به مناسبت « روز معلم ».

78- آزادگی و آزادی .

79- من سرزمینم را دوست دارم !

80- انشایی از زبان خورشید.

81- چرا درس می خوانم؟

82-نقش عاشورا در زندگی انسان ها.

83- انشایی درباره « دکتر حسابی» .

84- دنیایی که در آن زندگی می کنم.

85- اعتیاد، بیماری خطرناک !

86- آرزو های من.

87- دین و آزادی

88- انسان های بزرگ چه ویژگی هایی دارند؟

89- مطالعه و ارزش آن.

90- چرا منتظر امام زمان (عج) هستیم.

91- انشایی از زبان یک فضا نورد بنویسید.

92- اگر من یک پروانه بودم !

93-درباره بیت زیر انشایی بنویسید:

باغ آن زمان شود ویران        که درختان جدا زِهم گردند.

94- چرا حضرت علی (ع) ، ظالم و ظلم پذیر را سرزنش می کند؟

95-درباره این بیت سعدی انشایی بنویسید:

بنی آدم اعضای یکدیگرند       که در آفرینش زِ یک گوهرند

96-برای این بیت انشایی بنویسید:

شکرانه ی بازوی توانا             بگرفتنِ دستِ ناتوان

97- بهترین کتابی که خوانده ام.

98- دریاب که عمر ، بس عزیز است             گر فوت شود ، دریغ باشد

99-حال یک گل چیده شده را از زبان خودش بیان کنید.

100-شما از قیام عاشورا چه می دانید؟

101- اگر به جای معلم خودم بودم.

102- انسان موفق کیست ؟

103-عمر عزیز است غنیمت شمار

104- کدام ورزش را دوست دارید.

105- نام نیکو گر بماند زآدمی             به کزو ماند سرای زرنگار

106- به ورزش گرای و سرافراز باش          که فرجام سستی  سرافکندگی است

107- از زبان یک موجود خیالی که مدتی در زمین زندگی کرده .

108- انشایی از زبان یک قاصدک.

109-یک میز را از زبان خودش  توصیف کنید.

110-بیهوده از دیگر انتظار محبت نداشته باشید ، محبت را شما باید در دل دیگران ایجاد کنید.

+ نوشته شده در  Wed 14 Dec 2011ساعت 3:58 PM  توسط hadi saidi  | 

دیوانه

دیوانه در مقابل عاقل به کسی گفته می‌شود که نمی‌تواند به درستی از عقل استفاده کند. روان‌پریشی‌ها در اصطلاح عامه دیوانگی و در اصطلاح فقهی و حقوقی جزو انواع جنون خوانده‌ می‌شوند.[۱]

از نظر ریشه‌شناسی واژگان، دیوانه یعنی دیوگونه یا بسان دیو. از آن جایی که در افسانه‌های ایرانی، دیو نماد نادرستی، زشتی و پلیدی و وارونه کاری است؛ دیوانه هم کسی است که کارهایی خلاف دیگران می‌کند.

در ادبیات فارسی لغت عربی «مجنون» هم به‌عنوان مترادف واژهٔ دیوانه کاربرد دارد. در حقوق کیفری به دلیل عدم درک و آگاهی صحیح فرد دیوانه از رفتار و عدم توانایی در ارزیابی عملکرد خود، جنون از علل رافع مسئولیت کیفری به حساب می‌آید. دیوانگی یا جنون مصادیق متعددی دارد به همین دلیل در بسیاری از موارد تعیین حدود مسئولیت مجنون با مشکلات زیادی همراه است و نیاز به کارشناسی دقیق متخصصین دارد.

+ نوشته شده در  Mon 28 Nov 2011ساعت 4:24 PM  توسط hadi saidi  | 

خر

طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: طنابداران
رده: پستانداران
راسته: تک‌سمان
تیره: اسبیان
سرده: Equus
زیرسرده: Asinus
گونه: E. asinus
نام علمی
Equus asinus
کارل لینه٬ ۱۷۵۸

خر یا اُلاغ یا درازگوش[۱] (Equus africanus asinus) حیوانی است از دسته چهار پایان. این حیوان اهلی است و انسان‌ها از آن به عنوان بارکش استفاده می‌کنند. خر در فرهنگ عامیانه نماد حماقت است.


محتویات

 [نهفتن

نگارخانه

جستارهای وابسته

پانویس

  1. دهخدا، لغتنامه دهخدا ← درازگوش

منابع

  • القزوینی، زکریا، محمد. (عجائب المخلوقات وغرائب الموجودات) منشورات دار آفاق الجدیدة: بیرت، لبنان، چاب ششم، انتشار سال ۱۹۸۱ میلادی. به (عرب).
  • «منبع جعبه‌زیست»(انگلیسی)‎. ویکی‌پدیای انگلیسی. بازبینی‌شده در ۱۹ نوامبر ۲۰۰۸. 
 
+ نوشته شده در  Thu 24 Nov 2011ساعت 4:29 PM  توسط hadi saidi  | 

جوک پَه نه پَ سری 1

جوک پََ نه پَ سری 1

دوستم میگه چرا انقدر غذات کم شده ؟

میگم : تو رژیمم  ...

میگه رژیم لاغری ؟!

میگم پَ نه پَ رژیم صهیونیستی

 

 

 

 

 

 

یه روز با جعبه خیلی بزرگ رفتم اداره پُست ، گذاشتم رو ترازو جعبه رو کارمنده اومده میگه می خوای پُست کنُی ؟!

گفتم : پَ نه پَ اومدم وزنش کنم ببینم اگه اضافه وزن داره شبها بهش شام ندم !

 


ادامه مطلب ...

اس ام اس جک شهریور 90

 

اس ام اس جک شهریور 90

 

یه نفر ماشین نو میخره داشته نایلون های رو صندلی رو میکنده همسایشون سرمیرسه میگه ماشین نو خریدی؟ یارو میگه پ ن پ لواشکه دارم نایلوناشو باز میکنم دور هم بخوریم!

.

.

قدیما برق رو روشن میذاشتیم میرفتیم مسافرت ، دزده فک کنه یکی خونه ست الان هرجوری حساب میکنیم برق ها رو خاموش بکنیم و دزد بزنه به صرفه تره!

.

.

یارو یه دوقولو میبینه بعد میزنه زیرخنده میگن چرا میخندی؟ میگه تابلوئه فتوشاپه!!!

.

.

زنها مثل کامپیوتر هستند یک بار خودش را میخری و یک عمر لوازم جانبی اش را!

.

.

ما ز یاران چشم یاری داشتیم

هندوانه کاشتیم اما کدو برداشتیم !

.

.

فرقی نمی کنه که به یه “دو پا” زیادی “جَو” بدین

یا به یه “چهار پا” زیادی “جُو” بدین …

به هر حال از هر دوشون جفتک می خورین !

.

.

منو یارم به هم وابسته بودیم / کبوترهای یک گلدسته بودیم

به هم بستیم پیمان تا قیامت / نگو که هر دو خالی بسته بودیم!

 

با توجه به سیر صعودی و پرشتاب قیمت لبنیات

این روزها هر چه بیشتر گاو باشی بهتر است !

.

.

.

بعضی‌ آدما یه دوره ای‌ در کنارت هستن

بعد از اون از کنارت به روی اعصابت نقل مکان می‌کنن

مثل تو !

 

جوک شهریور 90

 

جوک جدید و خنده دار شهریور 90

یه روز یه پسره به یه دختره میگه با من ازدواج میکنی؟ دختره میگه نه! و پسره یک عمر به خوبی و خوشی زندگی کرد.

.

.

اگر دیدی کسی حالش خرابه بدان که چاره اش یک دست کبابه! اگر دیدی کسی چون باد میرفت بدان یارانه دادن بانک میرفتت.

.

.

طرف میره خواستگاری از دختر خوشش نمیاد به بابای دختره میگه ما میریم یه دور میزنیم برمیگردیم.. شما تا ساعت چند بازید؟؟؟؟

.

.

پیام حیف نون به نامزدش :
با تو هرگز ، بی تو اصلا ، باهم عمرا!!!...

.

.

یارو با دوستش میرن بلال بخورن یکی از بلال ها رو برمیداره به دوستش نشون میده میگه : اینو میبینی! قدرت خدا زمان پیغمبر اذان میگفت!!!

.

.

یارو به دوستش میگه چرا کولر نمیخری؟ دوستش میگه: بدرد نمیخوره! اونایی هم که دارن گذاشتن رو پشت بوم!

.

.

سیل پاکستان که اومد یه نفر پیراهن خودش رو برا کمک فرستاد بعد از سه روز پیراهنشو با یه کارتن تاید پس فرستادند!

.

.

مهندس رایانه میوفته تو دره " gameover " میشه!

.

.

یارو قهر میکنه غذا نمیخورده براش غذا میارن میگه من که نمیخورم ولی برای هرکی آوردین کمه!!!

.

.

حیف نون بچه ش رو سوار خر میکنه میگه گوش های عمو رو بگیر نیوفتی!!!

.

.

میدونی چرا با ازدواج دین آدم کامل میشه؟؟
چون تا قبل ازدواج فکر میکنه دنیا بهشته .... اما بعدش به جهنم هم اعتقاد پیدا میکنه!

.

.

حیف نون یه لوبیا میگیره دستش میگه : یاد تو در دل من طوفان به پامیکنه!

جوک رمضان

جوکهای ماه رمضان

فرارسیدن ماه زولبیا بامیه - بی خوابی شبانه - گرسنگی روزانه - روزشماری ماهانه - پرخوری سحرانه - افطاری شاهانه و توقع آمرزش سالانه مبارک باد. 

 

مناجات غضنفر با خدا :

خدایا ماه رمضان را هم مثل جام جهانی هر چهار سال یکبار و هر بار در یک کشور برگزار کن و ما را در مرحله مقدماتی حذف کن.

 

بزرگترین فضیلت در ماه مبارک رمضان افطاری دادن است منتظر تماستان هستیم.

 

در این شبهای رمضان تورو خدا سرسفره افطار دستهاتو باخلوص نیت به آسمون ببر و همون بالا نگه دار بذار بقیه هم یه لقمه بخورن!

 

 

 آمد آن ماهی که نامش رمضان است
معده از آمدنش شدیدا نگران است !

 

 

معمولا تو قبل از افطار ایجوری هستی

.(‘.’)
\].[/
_/ \_

ولی بعد از افطار !

_(‘.’)_
\( . )/
_!/ \!_

خسته نباشی

 

 

مناجات حیف نون باخدا در ماه رمضان :

خدایا اقلا کولرهارو روشن کن زشته جلوی مهمونا!

 

 

ساعت 12ظهر ارسال شود:

آخ یه لیوان شربت آبلیمو حال میده الان.

ستاد افزایش اجر معنوی روزه داران.

 

 

ما فردا شب واسه افطار میام خونتون ( ستاد ایجاد رعب و وحشت در رمضان )

 

جوک باحال و خنده دار

 

سر جلسه امتحان از دختر کنار دستم می پرسم: لاک داری؟

میگه: چه رنگی؟!

++++++++++++++++++++

آشپزیه قبیله آدمخوار میره پیش رییس قبیله میگه قربان یه مردکچل گرفتیم کبابش کنیم یاآب پز؟

رییس میگه تاس کبابش کنید

++++++++++++++++++++

 حیف نون به غضنفر میگه : بیا پنیر و انگور بخوریم .

غضنفر میگه : من اسهال دارم .

حیف نون میگه : ای بابا ، اونو بعد میخوریم

++++++++++++++++++++

یه بچهه رو به زور بابا و مامانش وادار به نماز خوندن می کنن ...

بعد می بینن نشسته داره همین جوری دعا می کنه ...

میرن گوش میدن می بینن میگه: خدایا اینا من رو بزور وادار کردن نماز بخونم، تو خودت قبول نکن!!!

++++++++++++++++++++

به یارو میگن چرا دور دهانت مگس جمع میشه؟
میگه : آخه لهجه ام شیرینه!!!

++++++++++++++++++++

تابلوی مغازه در یک شهر :
مکانیکی برادران مرادی بجز یحیی!

++++++++++++++++++++

شرایط زن و مرد موقع ازدواج : زن باید نجیب باشد مثل اسب ، باوفا باشد مثل سگ ، زیبا باشد مثل آهو ، باوقار مثل طاووس. ولی مرد فقط خر باشد کفایت میکند.

++++++++++++++++++++

پسره تو خواستگاری از یه دختره می پرسه اسم شما چیه؟ دختره می گه اسم من توی تمام باغچه ها هست. پسره می گه: آهان فهمیدم ، اسمتون شلنگه

++++++++++++++++++++

یارو میره تو خیابون می بینه نوشته: سیو همان سیب است...
میگه: دروغ میگن نامردا ! خودم خوردم صابون بود!!!

++++++++++++++++++++

یارو میره مغازه میگه: آقا یه بیسکویت خوب بدین. بقاله میگه: ساقه طلایی خوبه؟ یارو میگه نه. میگه: ویفر خوبه؟ میگه نه . میگه گرجی خوبه؟ میگه نه. میگه: مادر خوبه؟ یارو میگه: قربان شما، دست بوسن!

جوک مرداد 90

 

جوک های جدید مرداد ماه 1390

به حیف نون میگن: با باقی جمله بساز میگه: ما دیشب کوبیده خوردیم

میگن باقیش کو؟

میگه: تو یخچاله

.

.

حیف نون زن سبزه میگیره گره اش میزنه!

.

.

شاباش چیست؟ حرکتی ست محترمانه برای وحشی کردن شخص درحال رقص.

.

.

زلزله در شهر حیف نون 700 نفر کشته داد. 5 نفر بر اثر زلزله ، 695 نفر هنگام تقسیم چادر.

.

.

اون چیه ماست میریزن توش بعدشم باهاش شلیک میکنن؟ خوب معلومه تفنگه دیگه. ماست هم نکته انحرافیش بود!!!!

.

.

یارو از بالای دیوار میوفته رو یه خر ، به خره میگه خدا از برادری کمت نکنه

.

.

از سخنان قصار حیف نون : هرچی کمتر بهش بیشتر فکر کنی ، بیشتر دردش کمتر میشه.

.

.

توماس ادیسون در بیانه ای یادآوری کرد: من فقط برق رو اختراع کردم جان مادرتون واسه قبضش به من بد و بیراه نگین!

.

.

کنکوری های عزیز هیچ کس از شما توقع نداره! امید امام هم به دبستانی ها بود.

.

.

تا وقتی مجردی هرکی بهت میرسه میگه: توکه همه چی داری چرا ازدواج نمیکنی؟
وقتی ازدواج کردی هرکی بهت میرسه میپرسه: توکه همه چی داشتی چرا ازدواج کردی!!!؟؟؟

جوک تیر 90

 

جوک جدید تیرماه 1390

بابا آب داد بابا را ایزوگام کردند.
بابا دیگر آب نداد

 

یارو میره ماشینشو بیمه میکنه ریئس بیمه میگه انشاالله از بیمت استفاده نکنی یارو هم میگه انشاالله توهم خیری از این پول نبینی!!!

 

یک روز مردی با عجله پیش دکتر می رود و می گوید: سلام دکتر! زود بیا، آپاندیس زنم درد گرفته است. دکتر می گوید: من که یک هفته پیش آپاندیس زنتان را عمل کردم، مگر می شود یک زن دو تا آپاندیس داشته باشد؟ آن شخص می گوید: نه، ولی یک مرد که می تواند دو تا زن داشته باشد!

 

حیف نون می ره سربازی. این قدر به زنش نامه می ده که زنش عاشق پستچی می شه

 

این سوال مدتیه ذهنم رو به خودش مشغول کرده: این عربها "چ" ندارن، چه طوری عطسه می‌کنن؟

 

زن و مرد جوانی به مناسبت اتمام ساخت خانه جدیدشان دوستانشان را دعوت کرده بودند. بعد از این که تمام خانه را به دوستانشان نشان دادند یکی از دوستانشان پرسید: خانه خیلی قشنگیست مبارکتان باشد ولی چرا تمام اتاقها را گرد درست کرده‌اید؟
مرد جوان جواب داد: راستش را بخواهید قبل از این که خانه‌مان را بسازیم مادر زنم به من گفت: مادر جان تو را به خدا، فکر یک گوشه از خانه را برای من هم بکنید

 

جک تیر 90

 

جک جدید تیر 1390

یارو میره یخ بخره پول کم میاره به یخ دست میزنه میگه از این سردتر نداری؟

 

ادبیات آقایون هنگام زمین خوردم خانوم ها:

دوران نامزدی:

الهی بمیرم چیزیت که نشد

1سال بعدازدواج:

عزیزم بیشترمواظب باش

3سال بعد ازدواج:

مگه کوری جلوپاتونگاه کن

5سال بعدازدواج:

آخیش دلم خنک شد.

 

یارو از دوستش میپرسه توکه چشم کجاست؟ دوستش میگه چشم که توک نداره.میگه پس چرا خواننده میخونه توکه چشمات خیلی قشنگه..!

 

فوری فروشی : یک دستگاه الاغ مدل بالا ، تیپ قاطر ، سم اسپرت ، ارتفاع تا زانو ، دارای کارت یونجه یونجه ، مصرف صدی یه مشت علف ، گردن هیدرولیک ، دزدگیر مجیکا جفتک ، پالان چرمی ، با بوق عرعر بلبلی ، طوسی متالیک.

 

چه حکایت جالبیست ، کلمه ی زندگی با "زن" آغاز میشود و مردن با "مرد"...

 

یارو با زنش دعواش میشه میگه:به خدا اگه به خاطر یارانه نبود میکشتمت!

 

یارو از پشت بوم میوفته روی یه خر ،  به خره میگه خدا از برادری کمت نکنه!!!

 

جوک روز مرد

هشدار به خانمها : اگر متوجه مهربانی ناگهانی ، گل خریدن ، ظرف شستن و ... از جانب شوهر خود شدید فریب نخورید! آنها در کمین کادوی روز مرد نشسته اند! ( سازمان زنان باهوش )

 

 

ضمن سپاس از آقایانی که در روز زن محبت خود را با خرید گل و کادو و برگزاری شام در رستوران به همسرانشان نشان دادند به اطلاع میرسانیم برای دستیابی به اجر اخروی مخارج روز مرد صرف امور خیریه می شود.( انجمن زنان نیکوکار )

فرستنده : 6348***0938

 

 

چه حکایت جالبیست ، کلمه ی زندگی با "زن" آغاز میشود و مردن با "مرد"...

 

 

میدونی فرق روز پدر با روز مادر چیه ؟ روز مادر طلافروشی ها شلوغ میشه اما روز پدر جوراب فروشی ها

میدونی شباهتشون چیه ؟ پول هر دو از جیب بابا میره

 

 

شاعر می فرماید:
روز مرد است و عجب! کادوی ما نایاب است / گر چه این دُر گرانقدر همان جوراب! است

 

 

به دلیل پشت سرگذاشتن روز زن و گذشتن خر از پل و همچنین گرانی اجناس امسال روز مرد یوم شک اعلام شد.

 

 

مرد یعنی یک جهان بیچارگی ، یک بلای خانگی ، سایه پردردسر ، یک هیولای دوسر ، یک کویر بی گیاه ، زندگی با او تباه ، اسمانی بی فروغ هرچه میگوید دروغ  شوره زاری بی علف ، عمر زن با او تلف.

 

 

حیف

 

حیف

 

حیف که خیلی نامردی

 

.

 

وگرنه روز مرد و بهت تبریک میگفتم

 

 

 

وای روز مادر و روز پدر / جدم از ناراحتی آید به در
روز مادر یک النگو می دهم / زن دهد جوراب در روز پدر
تازه پول دومی را هم زمن / می ستاند از طریق گل پسر
قیمت جوراب من هم لاجرم / از النگو هست قدری بیشتر !

 

سلام ، ولادت با سعادت حضرت علی(ع)
و روز پر شکوه و مهم مرد
به تو نامرد هیچ ربطی نداره !

جوک خرداد 90

وقتی خداوند مرد را آفرید پشیمان شد پس زن را آفرید تا جون اونو بگیره!

 

یارو حس شاعریش گل میکنه به زنش میگه :
ای رنگ لبت قرمز / در قلب منی هرگز

 

پیام عشقولانه سال :
عزیزم بیا با قایق عشق با هم پتیکو پتیکو پرواز کنیم!

 

قانون پایستگی واحد :

واحد ها نه از بین میروند و نه پاس میشوند

بلکه از ترمی به ترم دیگر انتقال میابند !

 

دعای امتحان:
اللهم اجلس فی بغلنا تلمیذ خرخونا و جعل اطرافنا مراقب گاگولا.

 

عشق چیست ؟ عشق یعنی زندگی را باختن / چند سالی را بی دلیل با هر الاغی ساختن.

 

غضنفر کارخونه ی سوسیس کالباس میزنه ، رو بسته بندی محصولاتش مینویسه : تهیه شده از گاو تازه !!!

 

حیف نون بعد از دعوا و جر و بحث با خانمش:

اگه بخاطر یارانه ها نبود تا الان میکشتمت !

 

غضنفر اینا از قرنها پیش با فناوری نانو آشنا بودند !

نانو خیار ، نانو گوجه ، نانو رب ، نانو هندوانه

نانو خربزه ، نانو ماست ، نانو آبدوغ ، نانو بادمجان !

و همچنان پیشرفت ادامه دارد !

 

فقط ایرانی ها هستند که مهمون دعوت می کنن

و بعد از اینکه مهموناشون رفتن میگن :آخِیش !!!

 

جوک ضدحال به پسرها و مردها  

مرد آمد و دردی به دل عالم شد ، از روز ازل قسمت زن ها غم شد در دفتر خاطرات حوا خواندم جانم به لبم رسید تا آدم ، آدم شد.

********************

می گن مردهای مجرد کمتر از مردهای متاهل عمر میکنند ، اما مردهای متاهل بسیار بیشتر از مردهای مجرد آرزوی مرگ می کنند.

********************

مرد : قسم می خوری که منو به خاطر پولهام دوست نداری؟ زن : هزار تومن بده تا قسم بخورم!

********************

زن : اگه امشب نیایی بریم خونه مامانم دیگه منو نمی بینی!
مرد : برای چی؟
زن : واسه اینکه چشماتو در می آرم!

********************

همسر یه تاجر به شوهرش میگه: هر وقت تو میری سفر من عصبی میشم.
شوهرش میگه : غصه نخور عزیزم ، من خیلی زودتر از آنی که تو فکر میکنی برمیگردم.
زن میگه : خوب همین عصبیم میکنه دیگه!

********************

آدما می تونند پسر باشن اما پسرا نمی تونند آدم باشن


ادامه مطلب ...

جوک ضدحال به دخترها و خانم ها

زن به شوهرش میگه : تو هندوستان یک زن رو به قیمت یک گوسفند فروختند.. به نظر تو این بی انصافی نیست؟؟؟ شوهره میگه : نه اگه زن خوبی باشه می ارزه...

********************

دغدغه های پسر جوان :
کار ندارم ، پول ندارم ، سربازی نرفتم ، ماشین و خونه ندارم ، و ...
دغدغه های دختر جوان :
لاک ناخونم پاک شده ، مهری سرویس طلا خریده ، دختر خاله ام ماشین داره ، مامان غذای خوب نمی پزه ، عروسکمو هنوز نخوابوندم!

********************

زن از شوهرش می پرسه: عزیزم ، تو منو دوست داری؟
مرد میگه : خوب معلومه عزیزم ، اگه دوست نداشتم چطور می تونستم هر شب بیام خونه پیشت وقت و عمرم رو تلف کنم!!!

********************

زنها دو وقت گریه می کنن: وقتی فریب می خورن ، وقتی می خوان فریب بدن.

********************

بزرگترین گناه؟ شوهر نداشتن
بزرگترین تفریح؟ شوهر سرکار گذاشتن
بزرگترین کار؟ شوهر تربیت کردن
بزرگترین شگفتی؟ شوهرعاقل دیدن
بزرگترین آرزو؟ داشتن مردی به اسم شوهر

********************

آدما می تونند دختر باشن اما دخترا نمی تونند آدم باشن

********************

نصیحت خنگول به پسرش : هیچ وقت زن نگیر به پسرت هم بگو زن نگیره!

********************

هشدار به دخترهای دم بخت ، دخترهای چینی با مهریه ی کم در راهند... بجنبید.

********************

پیامی برای دختران : ز گهواره تا گور دانش بجوی چون از شوهر خبری نیست!

********************

پسره: من تا ۲۵ سالم نشه ازدواج نمیکنم
دختره: منم تا ازدواج نکنم ۲۵ سالم نمیشه

********************

7دخترلاغر 7پسرچاق راخوردند

تعبیر: قحطی شوهر در راه است

********************

سربازی راهیست برای آدم کردن پسرها...

اما هیچ راهی برای آدم کردن دخترها وجود نداره!


ادامه مطلب ...

جک خنده دار جدید 1390

به غضنفر میگن اسب تندتر میتونه بدوه یا خر؟
میگه تعریف از خودم نباشه خر.

 

غضنفر رئیس فدراسیون شطرنج میشه ۵تا قانون میذاره

۱. اسب نمیتونه فیل رو بزنه چون فیل قویتره !

۲. خر هم باید بازی کنه !

۳.خر میتونه همه رو بزنه !

۴. هیچکی نمیتونه خر رو بزنه !

۵. اصلا خر شاهه !!!

 

قبض آب غضنفر زیاد میاد

به بچه هاش میگه ، فردا که رفتم پرینت آب رو گرفتم

معلوم میشه کی هی میره دستشویی !!

 

شب عروسی غضنفر بهش میگن بابات مُرد

میگه : حالا این مسخره بازیای بابامو ببینا !

 

غضنفر شب قبل از خواستگاری زنگ میزنه به دختره میگه :

الو ! سوالای فردای بابات رو نداری ؟؟

 

یارو خسیس تصادف کرده بود وسط خیابون نشسته بود میزد تو سرش می گفت ماشینم داغون شد! بدبخت شدم خاک تو سر شدم...افسر رفت بهش گفت بدبخت اینقد حرص ماشینتو میزنی نفهمدی دست چپت از مچ قطع شده...یارو یه نگاه به دستش کرد گف:یاحضرت عباس ساعتم......!

جوک بامزه جدید

به یک مرده میگن با (بالش)جمله بساز. میگه:یک شکارچی میره جنگل یک تیر میزنه به پرنده می خوره به بالش. میگن نه بابا،با(بالش)میگه : خوب شکارچی میره جنگل یک تیرمیزنه به پرنده می خوره به اون بالش.میگن اصلابا(توشک) جمله بساز.میگه:شکارچی میره جنگل توشک بود که تیر بزنه به این بالش یا اون بالش

 

حیف نون می ره کارخانه چوب بری استخدام بشه، آقاهه می پرسه: سابقه ای تو کار چوب بری داره؟
حیف نون می گه: من می تونم درختای گردو به قطر یک متر رو در مدت یک دقیقه با تبر قطع کنم!
آقاهه خیلی تحت تاثیر قرار می گیره، می گه: این همه تجربه رو از کجا آوردی؟
حیف نون می گه: از کویر لوت!
آقاهه می گه: مرد حسابی! کویر لوت درخت گردوش کجا بود؟!
حیف نون می گه: پس فکر کردی واسه چی دیگه اونجا درخت گردو پیدا نمی شه؟!

 

حیف نون تو دادگاه محاکمه می‌شد. وکیل مدافع هنگام دفاع ازش گفت: «آقای قاضی! مردی که شما محاکمه‌اش می‌کنید پدری مهربان، انسانی شریف، آدمی‌با وقار، مردی درست کار و پاکدامن و شهروندی با انضباط و مطیع قانون است.» حیف نون در این هنگام به وکیلش اعتراض کرد و گفت: «آقای وکیل! تو از من پول گرفته‌ای، حالا داری از یک نفر دیگر دفاع می‌کنی؟»

 

به چند دیوانه میگن بپرین تو حوض خالی برای این که بفهمن حال اینها خوب شده یانه همه میپرن توحوض دستو پا میزنن که میبینن یکی کنار ایستاده بعد دکترا میگن این یکی خوب شده میرن ازش میپرسن چی شد نپریدی میگه ابش سرد بود

 

ادم: منو دوست داری ،حوا: مگرخبر مرگم چاره ایم دارم واینچنین عشق اغازشد

 

غضنفر میره جوراب بخره توش فوت میکنه ببینه سوراخه یا نه !!!!!

 

یه روز معلم به شاگرداش می گه بچه ها بیاید بریم برای اومدن بارون دعا کنیم
بچه ها گفتن دعای ما که بر آورده نمی شه
معلم می گه چرا ، دعاهای شما بر آورده می شه
بچه هام گفتن اگه دعای ما بر آورده می شد تو الان مرده بودی.

اس ام اس طنز 90

 

غضنفر در یک سرقت مسلحانه آبسردکن بانک را به جای گاوصندوق دزدید!

 

موضوع انشا غضنفر:
تا به حال احساس غیر قابل توصیفی داشته اید؟
آن را توصیف کنید؟

 

پسره: من تا ۲۵ سالم نشه ازدواج نمیکنم
دختره: منم تا ازدواج نکنم ۲۵ سالم نمیشه

 

 

لگدچیست؟ حرکتیست رزمی که غضنفر بصورت نشسته

و ناگهانی جهت اهلی کردن فرزند ناخلفش به کار میبرد.


ادامه مطلب ...

جوک حیف نون

حیف نون زنگ می زنه به مخابرات می گه: آقا ببخشید سیم تلفن ما خیلی بلنده، اگه می شه لطف کنید از اون طرف یه کم بکشیدش!

 

حیف نون از همسرش می پرسه: از ازدواج با من مثل سگ پشیمونی یا مثل خر کیف می کنی؟

 

از حیف نون می پرسن این شعر از کیه؟ "سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز"

می گه نمی دونم یه راهنمایی بکنید...

می گن اسم شاعر توی خود شعر هست

می گه: آهان فهمیدم، جواد نکونام!

 

تابلو جدید راهنمایی و رانندگی: جاده حیف نون دارد، خطر پرتاب سنگ!


ادامه مطلب ...

جوک جدید 90

غضنفر به عنوان چترباز میره تو نیروی هوایی روز رزمایش بهش میگن وقتی رسیدی پایین دکمه سبزو بزن چتر باز میشه اگه باز نشد دکمه قرمزرو بزن حتما چتر باز میشه بعد که رسیدی پایین یه ماشین هست که تورو میبره پادگان. غضنفر میپره دکمه سبزو میزنه چتر باز نمیشه دکمه قرمزو میزنه بازن چتر باز نمیشه با عصبانیت میگه خوبه حالا ماشین هم نیاد!!!

 

گردوخاک میره تو چش غضنفر میره چلوی آینه تو چشمش فوت میکنه خانمش میگه دیوونه تو فوت نکن بزار اون فوت کنه.

 

بچه به باباش میگه چطور هواپیمای به این بزرگی رو میدزدند؟ باباش میگه میزارن بره بالا وقتی کوچیک شد می دزدنش.

 

معلم : 5 حیوان وحشی رو نام ببر؟
دانش آموز : 3 تا شیر ، 2تا ببر .

 

 

به غضنفر میگن بابات چند سالشه ؟ میگه نمیدونم خیلی وقته داریمش!

 

غضنفر مربی فوتبال میشه ، شماره 10 رو میکشه بیرون دوتا شماره 5 میفرسته تو!!!

 

غضنفر آلزایمر می گیره ازش می پرسن چه حسی داری؟

میگه : خیلی خوبه از وقتی مریض شدم هر روز با ادمای جدیدی آشنا می شم

 

غضنفر توی اتوبوس پر جمعیت پیله کرده بود به راننده و در گوش راننده هی حرف می زد. راننده مرتب بهش می گفت: برو بشین سر جات. آخرش مسافرها به راننده می گن: آقای راننده به حرفش گوش کن شاید کاری داره. راننده می گه: نه بابا اومده به من می گه: چپ کن یه کم بخندیم

 

 

به یارو میگن : نظرت راجع به روزنامه ها چیه؟ میگه جام جم خشکه - رسالت تیزه - همشهری نرمه - کیهان عالیه . . . با بقیه هنوزشیشه پاک نکردم.

 

 

به غضنفر میگن پاشو بیا ولایت بابات مرده-میگه دروغ میگید یه اتفاقی افتاده شما نمیخواین به من بگید.

+ نوشته شده در  Thu 24 Nov 2011ساعت 4:26 PM  توسط hadi saidi  | 

جک

استاد : وقتی بزرگ شدی چه میکنی؟

شاگرد : ازدواج!

استاد : نخیر منظورم اینه که چی میشی؟

شاگرد : داماد!

استاد : اوه! منظورم این است وقتی بزرگ شوی چی بدست می آوری؟

شاگرد : زن!!

استاد : ابله!!! وقتی بزرگ شوی برای پدر و مادرت چی میگیری؟

شاگرد : عروسی میگیرم!

استاد : پسرجان پدر و مادرت در آینده از تو چه میخواهند؟

شاگرد : یک زندگی متاهلی موفق.

حیف نون زنگ میزنه به دوستش ، دوستش میگه چه قدر لهجت بده! حیف نون میگه قطع کن دوباره میگیرم!!

 

حیف نون با نامزدش میرن پارک حیف نون میگه :عزیزم اگه این درخت کاج زبون داشت الان به ما چی میگفت ؟نامزدش میگه اگه زبون داشت میگفت:کره خر من زرد آلو ام نه کاج!

 

مردی در سالن ژیمناستیک از مربی خود می پرسد : با کدام دستگاه کار کنم .می خواهم آن دخترزیبا را تحت تاثیر قرار بدهم

مربی گفت :از دستگاه خودپرداز بیرون سالن استفاده کن

 

 

سه تا مرد داشتند در مورد امور تصادفی صحبت می کردند

اولی : زنم داشت داستان دو شهر را می خواند که دو قلو زایید

دومی : خیلی جالبه زن من هم سه تفنگدار را می خواند که سه قلو زایید

سومی فریادی زد و گفت :خدای من ,من باید زود بروم خانه

وقتی از او پرسیدند که چه اتفاقی افتاده گفت : وقتی داشتم از خانه می آمدم بیرون زنم علی بابا و چهل دزد را می خواند.

 

 

یارو خواب میبینه که روز قیامت هر کسی یه آدم خوب همراه خودش بیاره میره بهشت. اولی شهید میاره میبرنش بهشت ، دومی یه جانباز میاره میره بهشت. حیف نون یه فرغون خالی دستش میگیره میاد ازش میپرسن این چیه؟ میگه برید کنار توش مفقودالاثره!

 

 

یارو بچش گم میشه میره دفتر خدمات ارتباطی میگه بسوزونیدش!

جوک په نه په سری دوم

 

دوستم گفت هر وقت نا امید شدی برو کوهستان و داد بزن امیدی هست؟ جواب میاد هستـــ هستـــ هست ..... من هم رفتم کوهستـان و داد زدم امیدی هست؟ جواب اومد پـــ نــه پــــــ ، پـــ نــه پــــــ پـــ نــه پـــــــ ....!!

****************

میگه امتحان چی داری؟؟؟ میگم وصایا,,, میپرسه وصایای امام؟؟؟ پـــ نــه پــــ... وصایای الیزابت تیلور

****************

رفتیم رستوران، میگم 2 تا جوجه لطفا، میگه جوجه کباب؟ پـــ نه پــــــ ازین جوجه رنگیا، یه قرمز بدین یه سبز!

****************

رفتم سم بخرم واسه سوسک یارو میگه میخواین سریع بمیره؟! پـــ نه پـــ میخوام شکنجش کنم ازش اعتراف بگیرم!!

***************

رفیقم میگه اگه با گوشی برم تو اینترنت از شارژم کم میشه؟ پـــ نه پـــ از ذخیره ارزی کشورهای عضو اپک کم میشه.

جوک و اس ام اس طنز جدید

لغت نامه جدید !

Category: این گربه کدوم گوریه؟

Morphine: باید بیشتر فین کنی

Keyboard: چه کسی برنده شد؟

Miss Call: دختر نا بالغ را گویند

Freezer: حرف مفت

Already: گند زدی به همش رفت !

.

.

غضنفر زنگ میزنه دوستش میگه من تو جلسه ام بعدا زنگ بزن!

.

.

معنی چراغ زرد راهنما در دنیا : از سرعت خود بکاهید و آماده توقف شوید!
معنی چراغ زرد راهنما در ایران : بدو گاز بده تا قرمز نشده رد بشیم!

.

.

پرسید شبی ز حال من دلدارم
گفتم که ز رنگ و بوی تو بیزارم!
گفتا نکند دوتا شده شلوارت؟
گفتم : پ ن پ فقط تورو دوست دارم!
.

.

مردها وقتی یه زن بهشون میگه سردمه سه دسته اند:
- اونایی که بغل میکنن.
- اونایی که جاکتشونو میدن.
- احمق هایی که میگن منم!

.

.

اولین سوال دخترا در شروع ترم : استاد منابع امتحانی چیا هست؟
اولین سوال پسرا از استاد : استاد نه و نیم رو ده میدین؟

.

.

به سلامتی اولین زن شوهرداری که عاشقش شدم!
.
.
.
مادرم رو میگم!

.

.

به سلامتی اونایی که چه عشقشون پیششون باشه چه نباشه چشمشون مثل فانوس دریایی نمیچرخه!

.

.

تن آدمی شریف است به جان آدمیت
نه ، همین لباس زیباست نشان آدمیت!
ویرگول رو دریاب

.

.

۳راه واسه پول دراوردن هست:.....۱) پدرت واست پول در بیاره....۲) پدرمردمو واسه پول در بیاری....۳) پدرت دربیادتاپول در بیاری!!!!!!

.

.

 

 

__/ΓΠ\_ _    ("v")

'-O----O-     ' 'v '

 

 این قلب منه اگه فکرمیکنى بیادت

نیست باهمین ماشین لهش کن

.

.

هه هه هه ؛بنزین نداره

.

.

(کالسکه) چیست؟
واژه ایست که یک اصفهانی هنگام تست یک میوه کال بکار میرود!!!

.

.

تختی رو کشتن ، بروسلی رو کشتن ، داداشی رو هم کشتن ولی تاحالا دیدی یه آدم معتاد رو بکشن.
نتیجه اخلاقی : ورزش بیشتر از اعتیاد برای سلامتی ضرر داره!

جوک روز دختر

جوک روز دختر

یه روز یه دختر دعا می کنه خدایا :

من چیزی برای خودم نمی خوام فقط یه داماد خوب و خوشگل نصیب مادرم کن !

 

دو راه برای خانم مهندس شدن هست:

۱اینقدر درس بخونی تا خانم مهندس شی

۲ یه شوهر مهندس پیدا کنی !

 

 

فرق پیر دختر با پیر پسر:

اولی موفق نشده ازدواج کنه  ولی دومی موفق شده ازدواج نکنه !

 

 

دختر:موجودی است که:

وقتی تعجب میکند میگوید واااااااااا!!

وقتی خوشحال است میگوید بمیری الهییییییی!!

وقتی غمگین است آه میکشد

وقتی میترسد جیییییییغ بنفش میکشد

وقتی بدش می آید میگوید ویشششش .

وقتی خوشش می آید میگوید ووییییی.

همه عناصر ذکور گیتی در عشق او واله و سرگردانند . تاریخ تولد و شماره کفش با جناق

پسر عمه ی دختر خاله ی داماد همسایه ی پوریا پور سرخ را میداند !

از سوسک اصولا نمیترسد بلکه چندشش میشود!!!

 

جوک مهر 90

رفتم به کنار دلبرم با شادی / گفتا که چه خوب یاد من افتادی / گفتم صنما تو عشق را استادی / گفتا پ ن پ تو یاد من میدادی!

 

غضنفر جونش به لبش میرسه تف میکنه می میره!

 

حیف نون رو آسفالت تور پهن میکنه تا ماهی بگیره همه بهش میگن چقدر خری! حیف نون میگه اصلا من خر ، من گاو ، این غضنفر چی؟ دو ساعت وایساده تا از من ماهی بخره!

 

غضنفر خطاب به زنش : من چشم میزارم تو برو گم شو.

 

رفتم خونه سالمندان پرستاره میگه اومدین عیادت ، میگم پ ن پ اومدیم 2 تا از این پیرمرد ها رو ببریم بزرگشون کنیم!

 

 

حرف عاشقانه یک چوپان به همسرش:
چشمان تو مانند پشکلی در سطل شیر است!

 

بر اثر شوخی غضنفر 45 نفر کشته و زخمی شدند! این حادثه وقتی رخ داد که غضنفر چشمای راننده اتوبوس را گرفته و بهش میگه اگه گفتی من کیم؟

 

مناجات یارو  با خدا.خداوندا گناهان مرا فقط تو دیدی توهم شتر دیدی ندیدی!

 

یارو یه دوقولو میبینه بعد میزنه زیرخنده میگن چرا میخندی؟ میگه تابلوئه فتوشاپه!!!

 

یه نفر ماشین نو میخره داشته نایلون های رو صندلی رو میکنده همسایشون سرمیرسه میگه ماشین نو خریدی؟ یارو میگه پ ن پ لواشکه دارم نایلوناشو باز میکنم دور هم بخوریم!

 

یارو با دوستش میرن بلال بخورن یکی از بلال ها رو برمیداره به دوستش نشون میده میگه : اینو میبینی! قدرت خدا زمان پیغمبر اذان میگفت!!!

 

یارو به دوستش میگه چرا کولر نمیخری؟ دوستش میگه: بدرد نمیخوره! اونایی هم که دارن گذاشتن رو پشت بوم!

 

جوک و طنز پـَـَـ نــه پـَـَـــ

 

سوار تاکسی شدم.یارو صدای ضبطشو تا ته زیاد کرده بود.میگم میشه صدای ضبطتونو کم کنید؟

میگه اذییتتون میکنه!

گفتم پَـــ نَ‌‌ پَـــ گفتم کم کنی این یه تیکشو من بخونم ببینی صدای کدوممون بهتره!!!!

 

رفتم سر خاک خدا بیامرزی دارم خرما تعارف می کنم،

طرف برداشته میگه فاتحه است دیگه نه؟

گفتم پَـــ نَ‌‌ پَـــ خدا بیامرز زنده شده داریم جشن می گیریم!

 

 

رفتم از قسمت قفسه باز کتابخونه 2 تا کتاب برداشتم آوردم گذاشتم جلوی مسئولش که وارد حسابم کنه؛

میگه: میخوای ببریشون؟

گفتم پَـــ نَ‌‌ پَـــ اومدم کتابارو بهت توصیه کنم بخونی، میانگین ساعت مطالعه تو مملکت بره بالا

 

سر امتحان برگه تقلبم و در آوردم دارم مینویسم

مراقبه دیده میگه تقلبه؟؟

گفتم پَـــ نَ‌‌ پَـــ دعای ابوحمزه ثمالیه

 

رفتم بچه خواهرمو از مهدکودک بیارم،

مربیه میگه: بچه رو میبریدش؟

گفتم پَـــ نَ‌‌ پَـــ همینجا میخورمش

 

رفتم آزمایش ادرار.

یارو میگه ادراره؟

گفتم پَـــ نَ‌‌ پَـــ سکنجبینِه برو کاهو بیار بزنیم توش بخوریم!

 

کمرم درد می کنه یه پارچه بستم بهش.

داداشم میگه کمرت درد می کنه؟

گفتم پَـــ نَ‌‌ پَـــ می خوام ادای داداش کایکو رو در بیارم.

 

داریم 10 نفری بازی شبکه ای میکنیم

اومده میگه جدی حال میده؟

گفتم پَـــ نَ‌‌ پَـــ اسکولیم! عذاب داره اما میخوایم تهذیب نفس کنیم

 

 

+ نوشته شده در  Thu 24 Nov 2011ساعت 4:15 PM  توسط hadi saidi  | 


+ نوشته شده در  Wed 23 Nov 2011ساعت 7:55 PM  توسط hadi saidi  |